كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

121

ده سفرنامه ( فارسى )

مضمون اشعار و ترانه‌هائى است كه مردم در كوچه و خيابانها جلو روى حاجى ابراهيم مىخوانند « 3 » . همهء مردم شيراز بازگشت مقدم اعليحضرت را به شهر گرامى خواهند داشت اما از آنجائى كه چند تن از رجال برجسته زندانى هستند و بقيه نيز خلع‌سلاح شده‌اند من بيم دارم كه بقيه هرچند تمايل به خانواده سلطنتى داشته باشند بتوانند كارى انجام دهند . شاه در حالى كه ديدگانش را به بالا دوخته بود و با هيجان و عجله صحبت مىكرد ، گفت : اگر مشيت الهى بر اين قرار گيرد كه بار ديگر به شيراز برگردم هرگز در غيابم غير از « لله » چوپانى اين گله را به كسى ديگر واگذار نمىكنم آيا شما به تقدير اعتقاد داريد ؟ در حينى كه با عجله به خود پاسخ مىگفت اضافه كرد نه ! نه ! به من گفتند شما اروپائيها اعتقاد نداريد اما گوش كن ! پدربزرگ و پدرم واقعا ميرزا حسين را دوست داشتند و خود من هم براى او احترام زياد قائل هستم با اين حال چه آنها و چه خودم در موقع

--> ( 3 ) - آقاى اسكات واريكف در سفرنامه خود اولين تصنيفى را كه مردم شيراز پس از آنكه دانستند لطفعلى خان در لشكرگاه خود در حوالى قمشه از بين نرفته است در سفرنامه خود آورده است ، او اضافه مىكند اين تصنيف مانند يك ترانه انگليسى بيشتر وزن دارد تا مفهوم ، از اين لحاظ ناچارا من از روى حدس و گمان به معنى اشعار پىمىبرم . اگر سر خواننده را درد مىآورم اميد عفو دارم . اين ترانه را ميرزا بزرگ برايم فرستاده است و به‌همين دليل هم اعتقاد دارم كه اين تصنيف ساخته عمويش ميرزا محمد حسين است كه گفته مىشود شاعر بزرگى بود . نهايتا بسيار مأيوس و افسرده مىشوم اگر ترجمه‌اى كه در اينجا مىآورم خالى از وزن و مفهوم مىباشد معلوم است اين تصنيف بعد از واقعه گذرگاه پرسپوليس ساخته شده است و خوشبختانه آن را اخيرا در بين كاغذهايم پيدا كرده‌ام . « نويسنده » .